السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
129
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
شد و در كنار او در جايگاه صدق و پيشگاه سلطان نيرومند خواهم نشست و از آب بهشتى تغيير ناپذير خواهم نوشيد و شكايت رفتار شما را با من به آن حضرت خواهم برد راوى گفت : يكباره همگى بر آن حضرت بر آشفتند آن چنان كه گوئى خداوند ، ذرّهاى مهر در دل هيچ يك از آنان قرار نداده است و هنوز حسين با آنان سخن ميگفت كه سرش را از بدنش جدا گردند از بىرحمى آنان شگفتم آمد و گفتم : به خدا قسم هرگز با شما در هيچ كارى شركت نخواهم كرد . راوى گفت : سپس دست بغارت لباسهاى حسين زدند اسحق بن حويّة حضرمى پيراهن حضرت را برد ولى چون او را در بر نمود به بيمارى پيسى گرفتار شد و مويهاى بدنش بريخت . و روايت شده كه در پيراهن حضرت يك صد و ده و اندى جاى تير و نيزه و شمشير ديده شد . و امام صادق عليه السّلام فرمود : در پيكر شريف حسين سى و نه زخم